Page 11 - Navidenou-Arzhang No 44
P. 11
دورۀ ا ّول ،سالِ ششم ،شمارۀ ،44مهر-آبان 1404 ارژنگ دوماهنامۀ ادبی ،هنری و اجتماعی
گورکی در تعریفِ «افسانه» اظهار داشت که افسانه گرچه ساختۀ خیال است ،ولی باز از واقع ّیت مایه میگیرد
و حاکی از حقیقت یا حادثهای است که صورتی خیالی میپذیرد .کورکی فهماند که روشِ رآلیسم اساساً
همان شیوۀ پیدای ِش افسانه است .اگر «جنبۀ خیالیِ» افسانه را کنار بگذرایم و به هدف یا نتیجۀ مطلوبی که
در آن مستتر است عنایت کنیم ،به یک نوع رمانتیسم ،رمانتیس ِم انقلابی میرسیم و میتوانیم جهان را به
طریقِ مطلوبِ خود دگرگون سازیم.
در جامعۀ قدیم ،مردا ِن کار و عمل برای آنکه قدر ِت خلّاقۀ خود را بازیابند ،جویای آزادی بودند .از اینرو
ضرورت داشت که عاملِ نفسانی مشترکی آنها را بههم بپیوندد و قدرتی به آنها بخشد که بتوانند به آینده
بنگرند و در پرت ِو هدفهای فردا ،مساع ِی امرو ِز خود را منظّم و هدایت کنند.
لنین هنگامی که دم از «خصیصۀ جانبدار ِی ادبیّات» میزند (رجوع شود به مقالۀ «سازمانِ حزبی و ادب ّیات
حزبی» اث ِر لنین ،).به همین هدفجویی نظر دارد که هم در جامعۀ بیطبقۀ کنونی شوروی صدق میکند ،و
هم در روسیۀ پیشاز انقلاب مصداق داشت .ادبیّات بدو ِن این عامل چیزی جز نوعی تفنّن و تجمّل نخواهد
بود و در آنصورت چنانکه گور کی میگوید نویسنده به صورتِ موجودی همانن ِد مانیلوف (در کتاب نفو ِس
مُرده) درخواهد آمد .بنابراین نویسنده باید در آثا ِر خود به آن دسته از مناسبا ِت حیا ِت تولیدی و اجتماعی
که نماینده و گویای آیندهاند بپردازد زیرا تأکی ِد اینگونه امور و حوادث موجدِ تغییرات و تح ّولاتی در جامعه
خواهد شد.
پس کارِ نویسنده ایجا ِد رومانتیسمی است که بر واقع ّیت متّکی باشد .نمونه ای میآوریم:
در جامعهای که از سوسیالیسم به سوی کمونیسم سیر میکند« ،توزی ِع کالاها متناسب با کاری است که در
این راه اجرا میشود» ،امّا هدفِ این جامعه اجتماعِ کمونیستی است که در آن هر کس به قدرِ توانائیاش کار
خواهد کرد و به قدرِ نیازمندیاش عاید خواهد داشت( .رجوع شود به «دولت و انقلاب» اثرِ لنین)
حال نویسنده باید کاردوستی و فداکاری کارگران را مور ِد تأکید قرار دهد و برساند که این سجایا تنها موجب
گردشِ دستگا ِه کنونی نیست ،بلکه موج ِد اوضاع و احوالی است که کمونیسم را تحقّق خواهد بخشید .به
عبار ِت دیگر باید نشان داد که کاردوستی و فداکاری کارگران صرفنظر از فوایدِ فردی آن ،عاملِ خلّاقیت و
تح ّولِ اجتماعی میباشد( .محو ِر اصلی نمایشنامۀ «کاندیدای حزبی» اثرِ کارون Karonکه در مسکو به روی
صحنه آمده است ،همین نکته میباشد)
اکنون موقعی است که میتوانیم راجع به سه واقعیّ ِت رآلیسمِ سوسیالیستی یعنی واقعیّتِ گذشته،
واقعیّتِ زمانِ حال ،و واقعیّتِ آینده که نسبت به دو واقعیّ ِت دیگر جدید و بیسابقه میباشد بحث
کنیم.
چنانکه گورکی گفته است نویسنده مو ّظف است که زما ِن حال را از اوجِ آینده بنگرد« :مردم را نباید
بهصورتِ کنونی نشان بدهد ،بلکه باید به آیندۀ آنها نگاهی افکند و یاری دهد تا راهی که در پیش دارند
روشن شود».
رآلیسم سوسیالیستی(10 ) 2

