Page 10 - Navidenou-Arzhang No 44
P. 10

‫دورۀ ا ّول‪ ،‬سالِ ششم‪ ،‬شمارۀ ‪ ،44‬مهر‪-‬آبان ‪1404‬‬  ‫ارژنگ دوماهنامۀ ادبی‪ ،‬هنری و اجتماعی‬

‫مخلوقاتِ تخ ّیلی جامعالاطرافی میباشند که از کار و پیروزیهای ناشی از کار نشات گرفتهاند‪ .‬با آنکه‬
‫آفرینندگانِ فولکلور معمولا در محیطی تار و پُرمَلال زیستهاند‪ ،‬باز فولکلور از تلخی و بدبینی بیگانه است‪.‬‬
‫پرومته حاکی از پیشرفتی انقلابی است که در نتیجۀ استفاده از آتش و علیرغم نیروهای ثابتِ کهنی که در‬

                                                   ‫شخص ّیتِ زئوس مج ّسم میباشد بهدست آمده است‪.‬‬

‫اساطی ِر یونانی که در آلسستیس)‪ ، (Alcestis‬اث ِر «اوری پید» گردآمده است‪ ،‬نمایندۀ خوشبینیِ فولکلور‬
‫است‪ .‬هر کول با لح ِن اعتراضآمیزی که به گوشِ انسا ِن معاصر آشناست‪ ،‬دیومد )‪ (Diomedes‬و اسبهای‬
‫جنگ ِی چهارگانۀ او را نکوهش میکند و آنها را ددهای آسیبرسانی می ُشمارد که از گوشتِ آدم تغذیه‬
‫میکنند‪ .‬قدر ِت فو ِقبشری که هرکول برای نجاتِ آلسستیس از دس ِت ُارفه )‪ (Orphée‬ظاهر میسازد‪ ،‬با‬
‫وضوحِ تامّ خبر از نیروی شِ َگرفِ کار میدهد و میرساند که در مقاب ِل کار هر غیرِممکنی ممکن میشود‪.‬‬

  ‫بیگمان این روایات در شُمارِ زیباترین افسانههایی است که برای تجلیلِ کا ِر خ ّلاقِ بشری فراهم آمده است‪.‬‬

‫گورکی این قهرمانانِ کارِ دنیای عتیق را با پهلوانا ِن قرونوسطی میسنجد و قهرمانا ِن باستان را ارجمندتر‬
‫مییابد‪ .‬میگوید که شوالیههای قرونِوسطی چون اسیرِ گردآوری و مالکیّتِ فردی بودند‪ ،‬بهجای آنکه خود‬
‫به کا ِر تولید و آفرینش بپردازند‪ ،‬به ربودنِ مصنوعا ِت دسترن ِج دیگران مبادرت میکردند‪ .‬پساز این گروه‪،‬‬
‫اراذلِ مالاندوز فراآمدند و به صورتِ قهرمانا ِن طبقۀ متوسط جلوهگر شدند‪ .‬سپس نوبت به انسانِ انگلیِ‬

                                 ‫معاصر رسید که هم از جریانِ کار و هم از انباشتنِ سرمایه برکنار است‪.‬‬

‫در یونا ِن قدیم‪ ،‬فلسفه و علم و هنر واحدی همبسته و متجانس تشکیل میدادند‪ .‬رآلیسمِ سوسیالیستی بر‬
‫همین همبستگی و تجانس تأکید میورزد‪ ،‬ولی البته وحدتِ نو از لحاظِ کیفی با وحدتِ کهن فرق دارد؛ به‬
‫این معنی که چون تضاد بی ِن مالکیّ ِت فردی و تولیدِ گروهی از میان برود و سرمایهداری مُضمحل گردد‪،‬‬
‫جامعۀ بیطبقه پدید خواهد آمد که همۀ افرادش کار خواهند کرد و مالکِ وسایلِ تولید خواهند بود؛ و در آن‬
‫صورت دیگر مغز از دستها جدایی نخواهد داشت‪ .‬در چنین جامعهای شعورِ انسانی به مرحلۀ جدید و‬

              ‫بیسابقهای خواهد رسید و ادبیّاتی متفاوت از ادب ّیا ِت ادوا ِر باستانی و بورژوا ظهور خواهد کرد‪.‬‬

‫امّا نویسندۀ سوسیالیست نباید این واقعیّت را دال بر کمیِ ارزش و اهمّیتِ فولکلور یا السنۀ [زبانهای] زندۀ‬
‫مردم بداند‪ .‬استالین در رسالهای که دربارۀ زبانشناسی نوشت همین نکته را تأکید کرد‪( .‬رجوع شود به‬

                                                      ‫«دربارۀ مارکسیسم و زبانشناسی» اث ِر استالین)‬

‫از میان شاعرا ِن شوروی دو تن به زبانی شعر می ُسرایند که هم از زبانِ مردم دور نیست و هم با ُسننِ ادب ّیاتِ‬
‫م ّلی تطبیق میکند‪ .‬یکی از این دو ایزاکوفسکی )‪ (Isakovsky‬است که بسیاری از اشعارش زبانزدِ مردم‬
‫است؛ دیگری تواردوفسکی )‪ (Tvardovsky‬میباشد و جا دارد شاهکارِ او "واسیلی تیورکین" که بهراستی‬

                                                      ‫حماسۀ ارتشِ سُرخ است به زبانِ ما ترجمه شود‪.‬‬

‫نویسندۀ شوروی زبان و اساطی ِر مردم را سن ِگ زیرینِ هنر و چشمۀ روانی میداند که همواره سبک و نیروی‬
‫تخیّلِ او را شاداب و بارآور میسازد‪ .‬ا ّما در همان حال زبانِ قلم را تحتالشعاع لهجههای محلّی قرار نمیدهد‬

                                               ‫و تقلید و متابعتِ لجهههای اختصاصی را جایز نمیداند‪.‬‬

   ‫رآلیسم سوسیالیستی(‪9 ) 2‬‬
   5   6   7   8   9   10   11   12   13   14   15