Page 15 - Navidenou-Arzhang No 43
P. 15

‫دورۀ ا ّول‪ ،‬سا ِل ششم‪ ،‬شمارۀ ‪ ،43‬مرداد‪-‬شهریور ‪1404‬‬  ‫ارژنگ دوماهنامۀ ادبی‪ ،‬هنری و اجتماعی‬

‫بلافاصله به فروش میروند و مردم آنها را از دس ِت یکدیگر میربایند‪ .‬مسأله این نیست که چگونه «بازار» ته ّیه‬
                    ‫کنند‪ ،‬بلکه موضوع بر س ِر این است که چگونه درخواستهای سیریناپذیرِ مردم را برآورند‪.‬‬

‫چهاردهم اوت ‪ ،1950‬در کشورِ شوراها جشنِ یادبو ِد بیستمین سال تعلیماتِ عمومیِ اجباری ابتدائی بود‪.‬‬
 ‫جه ِت شاخصکرد ِن این تاریخ؛ «روزنامۀ ادبی» به پارهای از شهرها و روستاهای شوروی نماینده فرستاد‪:‬‬

‫در دهکدۀ کوچکی که کنارِ راهآهن قرار داشت و وسطِ جنگلهای روسیۀ شما ِل غربی به دور افتاده بود‪ ،‬همۀ‬
‫بیست و سه نفر ساکنانِ بال ِغ آن‪ ،‬برخی از آثارِ پوشکین را خوانده بودند‪ .‬بیست نفر از ایشان آثا ِر تولستوی‪،‬‬
‫چهارده نفر آثا ِر گوگول‪ ،‬یازده تن آثارِ گورکی‪ ،‬هفده نفر دُ ِن آرام‪ ،‬دوازده نفر چگونه پولاد آبدیده شد و ده‬
‫تن گار ِد جوان را مطالعه کرده بودند‪ .‬نظای ِر این دهکده باز هم دیده شد‪ .‬در سی چهل سال پیش‪ ،‬اگر موضوع‬
‫باسوادشد ِن مردم را هم کنار گذاریم‪ ،‬چنین علاقهای به ادبیّاتِ ارجدار و ارزنده غیرِقاب ِلتص ّور بود‪ .‬گمان میکنیم‬
‫اگر در شهرها و دیههای انگلستان‪ ،‬بیهدف و بیآنکه مح ِّل معلومی را درنظر داشته باشیم گردش کنیم‪ ،‬در هیچ‬

            ‫جای کشور‪ ،‬نمونهای که علاقۀ مردم را به ادبیّات اینچنین نمودار سازد‪ ،‬آسان به چنگ نتوان آورد‪.‬‬

‫موضوع د ّو ِم ما‪ ،‬یعنی «قهرمانِ منفرد» و پیشرفت و تکاملِ آن از جامعۀ کهن به جامعۀ نوین‪ ،‬آنچنان گُشاده‬
‫و وسیع است که در این مقال تنها میتوان به تح ّولا ِت کلّی آن اشاره کرد‪ .‬ن ّقادانِ شوروی میبینند که‬
‫رومانتیکها و رئالیستهای سالهای نخستین قر ِن نوزدهم قلم را از چنگِ کلاسیسیستهائی که میکوشیدند‬
‫انسان را از طریق مناسبا ِت خودشان با جامعۀ سلطنتی و خش ِن آن روز تصویر کنند‪ ،‬به در آوردهاند‪ .‬مکت ِب نو‪،‬‬
‫روشی سرتاپا نو بهوجود آورد؛ رومانتیکها و رئالیستهای قر ِن نوزدهم جامعه را از طری ِق انسان (به معنی‬

                                         ‫«فرد») و از را ِه زندگ ِی خصوصی و خانوادگی وی تصویر میکردند‪.‬‬

‫در روزگارِ گورکی‪ ،‬این روش بس نارسا شد‪ .‬این روش‪ ،‬یعنی مرکزِ اصلی توجّه را زندگی خصوص ِی فرد‬
   ‫دانستن و بدان پرداختن‪ ،‬دیگر یارای آن نداشت که توسعه و پیشرف ِت واقعی جامعه را منعکس سازد‪.‬‬

‫در روسیه در کارخانهها و خیابانها‪ ،‬در کانها و کشتزارها و نیز در زندگ ِی خصوصی افراد بر سرِ مسائ ِل روز‬
‫بحث و جدال درمیگرفت‪ .‬لازم بود نقطۀ اصلی تو ّجه را به فردِ عض ِو جامعه و به مناسبا ِت وی با جامعه‬
‫معطوف داشت‪ .‬اینکار بدان نیاز داشت که نویسنده در براب ِر خویش میدا ِن عملی وسیع داشته باشد‪ .‬برای‬
‫تصویرِ همآهنگیها و ناهمآهنگیهای حیا ِت یک اجتماعِ کامل توانا باشد و قهرمانان را تنها از زاویۀ سر نوش ِت‬
‫خصوصی و فرد ِی ایشان ننگرد‪ .‬نیازمندِ آن بود که «قهرمانِ نو» در توسعه و تکام ِل انقلابی جامعه به عنوا ِن جزءِ‬
‫لازم و مک ّمل بهشُمار آید که هم از آن اثر گیرد و هم بهنوبۀ خویش بدان اثر بخشد‪ .‬در حقیقت روشِ نو‬

                       ‫میبایستی قهرمان را از طری ِق سلسله مناسباتی که توسعه و تکامل مییابد تصویر کند‪.‬‬

‫اگر این کار عملی میشد‪ ،‬آشکار است که معنایش بسی بیشتر از مع ّرفیِ «خشک و خالیِ» تصوی ِر دورافتادۀ‬
‫قهرمانِ طبقۀ کارگر بود (همچنانکه گورکی بارِ نخست اینچنین قهرما ِن دورافتادهای را در نمایشنامۀ‬
‫«لاتها» در نق ِش «نیل» )‪ (Nil‬معرّفی کرده است)‪ .‬معنایی در برداشت که بیشاز معنی ترکیبِ محض‬

‫رئالیس ِم سوسیالیستی(‪14 )1‬‬
   10   11   12   13   14   15   16   17   18   19   20