Page 14 - Navidenou-Arzhang No 43
P. 14

‫دورۀ ا ّول‪ ،‬سا ِل ششم‪ ،‬شمارۀ ‪ ،43‬مرداد‪-‬شهریور ‪1404‬‬  ‫ارژنگ دوماهنامۀ ادبی‪ ،‬هنری و اجتماعی‬

‫کارگران دربارۀ کتابهای خود سخن گویند(‪« )9‬اتحادیۀ نویسندگا ِن شوروی» جهت ترغی ِب نویسندگانِ جوان‬
                                                             ‫بهکارِ نویسندگی‪ ،‬کمیسیونی مخصوص دارد‪.‬‬

‫در همه جای کشور‪ ،‬محافلِ نویسندگانِ «آماتور» برپاست‪ .‬دراین محافل آثارِ نوآموزان خوانده میشود و مور ِد‬
   ‫بحث و نقد قرار میگیرد‪ .‬این اقدامات‪ ،‬برای بسیاری از نویسندگا ِن جوان بهمنزلۀ منبع ته ّیۀ نیروی تازه است‪.‬‬

‫میگویند‪ :‬گیریم اینها که بر شمردید درست باشد‪ ،...‬ولی مگر کارگران و کشاورزا ِن روسی برای بحث و نق ِد آثا ِر‬
‫هنری استعدادی خاصّ دارند؟ در پاسخ میگوئیم‪ :‬نخست باید بدانیم که چنین بحث و نقدى به سب ِب ن ـفوذ و‬
‫تاثی ِر ادب ّیاتی کمارزش و بیمایه که در دستر ِس همگان است رخ نمیدهد‪ .‬ت ـما ِم نو ـشتههای اد بـی ـخواه ک ـس ِب‬
‫موفّقیت کنند یا نکنند‪ ،‬کوششی است که مسائ ِل مه ّم جام ـعه را هنرمندا ـنه برر سـی میک نـد‪ .‬د ّوم‪ ،‬ا گـر ک سـی‬
‫بخواهد دربارۀ «مع ّدلِ سط ِح فرهنگِ مردمی» داوری کند‪ ،‬میزا ِن مطالعۀ آن مردم‪ ،‬خود رشتهای بهدست میدهد‪.‬‬
‫برای فه ِم مطلب‪ ،‬باید «دل به دریا زد» و ارقامی چند که معرّفِ توسعه و پیشرفتِ جماع ِت خوانندۀ روسی باشد‬

                                                                                            ‫نقل کرد‪:‬‬

                                                          ‫تا ‪ ،1856‬یعنی بیست سال پساز مرگِ‬
                                                          ‫پوشکین‪ ،‬آثارِ وی تنها در ده هزار نسخه‬
                                                          ‫بهچاپ رسیده بود‪ .‬البته در قلّتِ این رقم‬
                                                          ‫سانسو ِر دورۀ تزاری نیز تا اندازهای مق ّصر است‪.‬‬
                                                          ‫بعدها‪ ،‬با فزونی جماعتِ خواننده‪ ،‬وضع بهتر‬
                                                          ‫شد‪ .‬بین ‪ 1887‬و ‪( 1917‬طیّ سی سال) آثا ِر‬
                                                          ‫وی در یازده میلیون نسخه نشر شد‪ .‬در‬
                                                          ‫مقایسه یا آثارِ تولستوی‪ ،‬این بزرگترین رق ِم‬
                                                          ‫چاپ آثا ِر یک نویسندۀ کلاسیک در روزگا ِر‬
‫پیش از انقلاب است‪ .‬ولی هنگامی که به تعدا ِد نسخه های چاپشدۀ آثارِ پوشکین در شوروی نظر میافکنیم‪،‬‬
‫میبینیم که در مدّ ِت سی سال‪ ،‬رق ِم انتشا ِر این نوشتهها به چهل میلیون نسخه رسیده است‪ .‬به سا ِل ‪،1949‬‬
                                          ‫سال جش ِن یادبود تو ّل ِد او دوازده میلیون نسخه از آثارش نشر شد‪.‬‬

‫آثا ِر پوشکین به تمامِ زبانهای کشو ِر شوراها ترجمه و چاپ شده است‪ .‬آیا این ارقام چیزی شبیه به تح ّققِ رویای‬
‫وی نیست که میگفت‪« :‬آوازۀ من سراسرِ روسیۀ کبیر را فرا خواهد گرفت» و «زبانها با نا ِم من در کامها به‬

                                                                            ‫حرکت خواهند آمد‪»...‬‬

‫اگر به نویسندۀ شوروی توجه کنیم‪ ،‬در مورد او نیز ارقامِ برجستهای میبینیم که کمتر از اعدادِ ذکر‬
‫شده نیست‪ .‬کتابِ آستروفسکی به نامِ چگونه پولاد آبدیده شد در ‪ 1944‬به چهل و شش زبان و زیاده از‬
‫چهار میلیون و نیم نسخه چاپ شد‪ .‬آثا ِر شولوخف صد و نود و دو بار‪ ،‬به پنجاه و یک زبا ِن مختلف چاپ شده و‬
‫رقمِ مجموع نسخهها از پانزده میلیون فزون است‪ .‬در همین وقت از آثا ِر آلکسی تولستوی یازده میلیون نسخه به‬
‫چاپ رسیده است‪ .‬این نشریات هیچیک در کتابفروشیها انبار نشدهاند‪ .‬میتوان گفت این آثار‪ ،‬پساز انتشار‬

    ‫رئالیس ِم سوسیالیستی(‪13 )1‬‬
   9   10   11   12   13   14   15   16   17   18   19