Page 12 - Navidenou-Arzhang No 43
P. 12

‫دورۀ اوّل‪ ،‬سالِ ششم‪ ،‬شمارۀ ‪ ،43‬مرداد‪-‬شهریور ‪1404‬‬  ‫ارژنگ دوماهنامۀ ادبی‪ ،‬هنری و اجتماعی‬

                                                      ‫و او اندوهگین و بیخیال‪ ،‬این نغمهها را میشنود‬

                                                             ‫و دلآشفته‪ ،‬چنگِ خوشنوا را مینوازد‪».‬‬

‫این احساساتِ پوشکین‪ ،‬بارها در اشعا ِر او و شاعرا ِن دیگر قر ِن نوزدهم انعکاس یافته است‪ .‬بلینسکی در قطعه ای‬
‫معروف‪ ،‬جماع ِت خوانندۀ زمانِ خویش‪ ،‬یعنی دولتمندانی که دوست دا ِر ادب ّیاتی ویژه اند تا واقع ّیا ِت نامطبوع را‬
‫بهیادشان نیاورد‪ ،‬به سختی انتقاد کرده است‪ ،‬تورگنیف بیپرده میگفت‪« :‬من هرگز برای مردم ننوشتهام‪ ،‬من‬

         ‫تنها بهخاط ِر طبقهای که بدان تعلّق دارم قلم بهدست گرفتهام‪ ».‬یعنی بهخاطرِ جماعتی نسبتا کوچک‪...‬‬

‫دابرولیوبف در دهۀ ششم سدۀ نوزدهم خاطرنشان میساخت که‪« :‬نقّادا ِن اجتماعی برای هستۀ بسیار محدودی‬
‫قلم میزنند‪ ».‬در دهۀ هشتم قرنِ نوزدهم‪ ،‬بینِ شاعران و نویسندگا ِن جوان و منزوی خود ُکشیهای چندی‬
‫بهوقوع پیوست(‪ :)3‬چخوف از فقدانِ ارتباط و تماس با خوانندگانِ خود شکایت میکرد‪ .‬تولستوی که از جماعتِ‬
‫خوانندۀ آثا ِر خویش روگردان بود‪ ،‬میجست که پیون ِد خویش را از ایشان بگسلد و خوانندهای جدید و روستایی‬
‫بیابد(‪ .)4‬شچدرین به هنگا ِم نوشت ِن این سطور‪ ،‬مطلب را خلاصه کرد‪« :‬تا بر اساسِ شعوری اجتماعی‪ ،‬دیدگا ِه‬
‫یک خوانندۀ «دوست» را بهحساب نیاوریم‪ ،‬بینِ نویسنده و خواننده تماس وجود نخواهد داشت»‪ ،‬ولی در آن‬

                                                          ‫زمان چنین خوانندهای را به غایت نادر میدید‪.‬‬

‫گورکی مخصوص ًا به نحوۀ تل ّقی خواننده از ادبیّات توجّۀ خا ّصی مبذول میداشت‪ .‬او در بسیاری از داستانها و‬
‫نمایشنامههای ا ّولیۀ خویش‪ ،‬عکسالعملِ خواننده را در برابر رئالیسم و خیالپردازی جستوُجو کرده است‪ .‬برای‬
‫نمونه باید از وارنکا اولسووا (‪ ،)Varenka Olsova‬چگونه ریشم تراشیده شد و از نمایشنامۀ داچنیکی نام‬
‫برد‪ .‬گورکی میدید خوانندگان خواستا ِر قهرمانا ِن رُمانتیک هستند؛ ولی او حاضر نبود نمونههای نادری را که‬
‫«واریا» و آرایشگرِ او طلب میکردند‪ ،‬عرضه بدارد‪ .‬ح ّتی در آن زمان که روشنفکرانِ عصرِ وی او را میستودند‪،‬‬
‫گورکی خود را همچون پیشینیا ِن خویش تنها و منزوی میدید‪ .‬همچنانکه خود گفته است‪ ،‬احساس میکرد‪:‬‬
‫«برای روحی که چون جامهای کهنه و ژنده است» قلم میزند‪ .‬وی بارها مدّاحا ِن ناخواندۀ خویش را سرزنش‬
‫کرده است‪ .‬گورکی که از میان صفو ِف مردم برخاسته بود‪ ،‬بهویژه دربارۀ این مسأله ح ّساس بود‪ .‬او میخواست‬
‫برای مردم بنویسد؛ ولی به هنگامِ نوشت ِن شرححا ِل «محرومین و مطرودین» اِمید نداشت که «محرومین و‬

                                                                     ‫مطرودین» نوشتههای او را بخوانند‪.‬‬

‫با اینهمه‪ ،‬در آغاز قرنِ بیستم‪ ،‬خوانندهای نو که احساساتی دوستانه داشت‪ ،‬پا به هستی نهاد و‬
‫بهسرعت تکثیر یافت‪ .‬از میا ِن مبارزاتی که بهخاط ِر آزادی کار‪ ،‬درگیر شد‪ ،‬مجامعِ کارگری بهپاخاستند و‬
‫درعینِحال افرادِ جدیدی از روشنفکران بهویژه جوانان را با خود به میدانِ مبارزه کشیدند‪ )5(.‬آنجا که سخن از‬
‫کتابخانههای عمومی در میان است‪« ،‬پاول زالوموف» کارگرِ جوانی که تی ِپ نمونۀ (پاول ولاسفِ) کتا ِب مادر‬
‫است‪ ،‬میگوید‪« :‬با آنکه اکثرِ کتابهای ارجدار ممنوع شده‪ ،‬در بسیاری از کتابخانهها شمارۀ مشترکین از‬

                                                                       ‫تعدادِ کتابها بیشتر است‪».‬‬

‫رئالیس ِم سوسیالیستی(‪11 )1‬‬
   7   8   9   10   11   12   13   14   15   16   17