Page 11 - Navidenou-Arzhang No 43
P. 11

‫دورۀ اوّل‪ ،‬سا ِل ششم‪ ،‬شمارۀ ‪ ،43‬مرداد‪-‬شهریور ‪1404‬‬  ‫ارژنگ دوماهنامۀ ادبی‪ ،‬هنری و اجتماعی‬

‫سوسیالیستیِ نهضت‪ ،‬نیرویی بزرگ به ُشمار خواهد رفت‪ .‬اگر بر آن سریم که این درسها را بیاموزیم‪ ،‬پس ارزیابی‬
                                                  ‫درستِ نقش و خصوصیّات ادب ّیا ِت شوروی ضرروی است‪.‬‬

‫آیا این سخن که ادبیّا ِت شوروی برتر از ادب ّیا ِت بورژواست‪ ،‬بدین معناست که فادیف حتما برتر از‬
‫تولستوی و یا شولوخف بزرگتر از بالزاک است؟ نه‪ ،‬چنین نیست‪ .‬همچنانکه «وراپانووا» گفته است(‪:)2‬‬
‫«نوشتن برای ما کاری بس دشوار است‪ .‬ما در قفای خویش ادب ّیا ِت عظیمالجثّهای داریم که بیهمتاست‪ .‬پهلوانانِ‬
‫کوهپیکر ادب ّیاتِ گذشته از جایگاه بلندِ خویش نگرا ِن مایند‪ .‬نویسندگانِ بزرگ نمونههایی آفریدهاند که‬
‫سبقتگرفتن بر آنها مُحال است‪ ...‬باید از کلاسهای بزر ِگ روسی درس گیریم و بیاموزیم‪ »...‬ولی ادب ّیا ِت بزر ِگ‬
‫گذشته‪ ،‬ترکیبی از چند پهلوا ِن کوهپیکر و مجزّا از یکدیگر است که در دریایی از آثا ِر عامیانه و معمولی و مبتذل‬

                         ‫جای دارند؛ دریایی که سرتاپای ادبیّا ِت بورژوا را بیشاز پیش به کا ِم خویش میکشد‪.‬‬

‫عظمتِ رئالیستهای بزر ِگ گذشته که بر پایۀ شرایط متفاو ِت تاریخی و اجتماعی و بر اساس تعابیرِ دگرگونۀ‬
           ‫واقعیّت استوار بوده است‪ ،‬با چگونگی عظم ِت نویسندگا ِن رئالیسمِ سوسیالیستی تفاوتی فاحش دارد‪.‬‬

‫ادبیّاتِ شوروی را باید بهمناسبت مجموع تجل ّیا ِت آن و خصل ِت عالی این تجلیّات‪ ،‬و نیز بهخاطر‬
‫کیف ّیاتی که از راه تعبی ِر رئالیستی سوسیالیستیِ «واقعیّت» کسب کرده است سنجید و بهطورِ ک ّلى‬

                                                   ‫بالفعل و بالقوّه‪ ،‬آنرا بالاتر از ادبیّاتِ بورژوا شُمرد‪.‬‬

‫امروز‪ ،‬نویسنده و خوانندۀ شوروی‪ ،‬نسبت به نویسنده و خوانندۀ انگلیسی در جهانِ آینده بهسر میبرد‪ .‬این‬
‫حقیقت‪ ،‬خواه ناخواه بی ِن آنان شکاف و فاصلۀ روحی ایجاد میکند‪ .‬از آن جهت که بر این شکاف « ُپلی» تعبیه‬
‫کنیم و خطوطِ برجستهای را که در جهانِ ادبِ امروز‪ ،‬مقا ِم برجستۀ رهبری را به ادب ّیاتِ شوروی میسپارد‪،‬‬
‫بشناسیم‪ ،‬لازم است که از توسعه و تکاملِ رئالیس ِم سوسیالیستی‪ ،‬دورنمای تاریخ ِی درست و دقیقی بهدست‬

                                                                                               ‫آوریم‪.‬‬

‫با ایجاز و اختصارِ بسیار‪ ،‬تا آنجا که امکان دارد‪ ،‬دنباله و اث ِر این توسعه و تکامل را در دو موضوع‬
                                                                                     ‫میتوان جُست‪:‬‬

                                                         ‫‪ -1‬مناسباتِ متغیّر بی ِن نویسنده و خواننده‪.‬‬

                                                      ‫‪ -2‬مناسباتِ متغیّر بی ِن فرد (قهرمان) و جامعه‪.‬‬

‫در ادب ّیات‪ ،‬گرچه شخص ّیتِ خواننده بهحساب میآید‪ ،‬لیکن وی مایل است که از او در گذرند و عام ِل کلّی‬
‫محسوبش دارند‪ .‬ولی نویسندگان و شاعرا ِن بزرگ پیوسته وی را «بهحساب» آوردهاند‪ .‬در سراسر قر ِن نوزدهم‪،‬‬

           ‫بدین نکته برمیخوریم که نویسنده از تنهایی و انزوا‪ ،‬از فقدا ِن تماس با جماعتِ خواننده نالان است‪.‬‬

                                                              ‫«گروهی غافل گِر ِد شاعر را فراگرفتهاند‬

                                                     ‫چون مگسان در گوشِ او ‪ ،‬نغمۀ تمجید میسُرایند‬

‫رئالیس ِم سوسیالیستی(‪10 )1‬‬
   6   7   8   9   10   11   12   13   14   15   16