Page 14 - Navidenou-Arzhang No33
P. 14

‫ارژنگ دوماهنامۀ ادبی‪ ،‬هنری و اجتماعی نویدنو‬  ‫دورۀ ا ّول‪ ،‬سالِ پنجم‪ ،‬شمارۀ ‪ ،33‬آذر و دی ‪1402‬‬

‫این اندیشهها که لنین در آغا ِز این قرن بیان کرد‪ ،‬اکنون‪ ۶0 ،‬سال بعد‪ ،‬به همان اندازۀ آن روز اعتبا ِر خود را‬
‫حفظ کردهاند‪ .‬دموکراس ِی بورژواییِ اواسطِ قر ِن بیستم که با صدایی بس بلند به آزادیِ خود مینازد‪ ،‬این توانایی‬
‫را داشت که نقّاشیهای دیواریِ )‪ (Fresco‬سیکروز )‪ (Siqueiros‬را تخریب کند و آن هنرمندِ برجستۀ عصرِ ما‬
‫را از آزادیِ خویش ‪-‬نه از آزاد ِی آفرینش‪ ،‬بلکه آزادی در معنیِ لفظی کلمه‪ -‬محروم سازد‪ ،‬زیرا که این هنرمند‬

                                        ‫را محکوم ساختند سالهای متماد ِی حیاتاش را در زندانها بپوسد‪.‬‬

‫هنرمند در جامعۀ بورژوایی بر سرِ این دوراهی واقع است‪ :‬یا میتواند که با سلیقهها و آرمانهای بورژوازی کنار‬
‫آید که در آن صورت صرفاً از ِشبهِ آزادی بهره خواهد داشت و استعدادش به آشفتگی کشیده خواهد شد؛ و یا‬
‫میتواند خالقِ آثاری برخوردار از زیبای ِی هنرمندانۀ حقیقی باقیمانده و قریحۀ خود را در خدم ِت مردم بگذارد‬

                                             ‫ولی درعینحال آماده باشد با سختیهای ناگفتنی مقابله کند‪.‬‬

‫دخت ِر سیکروز میگوید که برای یک هنرمند دشوار است که مستق ّل باقی بماند و در عین حال به وجدانِ‬
‫اجتماعیِ خویش وفادار باشد‪ .‬وی اضافه میکند که جامعه میکوشد ارادۀ هنرمند را بشکند و او را به شکلی‬
‫درآورد که با الگوهای خاصّ خو ِد آن تطبیق کند‪ ،‬وگرنه جای او در پُش ِت میلههای زندان خواهد بود‪ .‬نمونۀ نوعِ‬
‫ا ّول‪ ،‬تح ّو ِل آثار و اعتقاداتِ یکی از بهترین شاگردا ِن دییگو ریورا به نا ِم روفینو تامایو )‪(Rufino Tamayo‬‬
‫است که م ّدتهاست به یکی از سردمدارا ِن ن ّقاشیِ مج ّرد بدل شده است‪ .‬سیکروز‪ ،‬از طرفِ دیگر‪ ،‬نمونۀ کلاسی ِک‬

                                                                               ‫هنرمندا ِن نو ِع دوّم است‪.‬‬

‫ژان ویلار )‪ ، (Jean Vilard‬ته ّیهکنندۀ معرو ِف فرانسوی ناچار شد که تئات ِر ملّ ِی فرانسه را ترک گوید و هموطنِ‬
‫او لوئی داکن )‪ (Louis Daquin‬معتقد است که در فرانسۀ امروز‪ ،‬مقا ِم هنرپیشه تا ح ّد یک کالا که به بازا ِر‬
‫کالاهای پلاستیکی وارد و خارج میشود پایین آمده است و مانند سها ِم بورس است که دستبهدست میگردد‪.‬‬
‫پیتز بروک )‪ (Peter Brook‬ته ّیهکنندۀ انگلیسی‪ ،‬از این مینالد که تئاترهای جالب با نمایشهای ج ّدی به‬
‫سختی میتوانند روی پا ِی خود بایستند درحالیکه اگر به سلیقههای مبتذ ِل رایج پاسخ دهند به صور ِت‬
‫کمپانیهای مو ّفقی درمیآیند‪ .‬نمایشنامهنوی ِس انگلیسی جان آسبرن )‪ (John Osborne‬کاملا ح ّق داشت تئات ِر‬
‫انگلیس را به خاط ِر وابستگی به آن گروههای اجتماعی که هنر را به کالای تجاری بدل کردهاند و به خاطر وضعِ‬
‫سختِ ناگواری که امروزه گرفتار آن است‪ ،‬موردِ نکوهش قرار دهد و با عصبانیّت به تس ّلطِ مدیران بر تئاتر با‬

                          ‫عنوانِ "جنرال موتورزِ" تئاتر در بریتانیا که بر صحنهها حکومت دارد‪ ،‬اشاره میکند‪.‬‬

‫به قو ِل یکی از منتقدانِ تئاتر ِی روزنامۀ آمریکایی نِیشِن (‪ ،)Nation‬هنرمند آنچه را که زندگی رودررویِ او قرار‬
‫میدهد تصویر نمیکند‪ ،‬بلکه چیزی را تصویر میکند که نانِ روزانۀ او را تامین میکند و نرخِ خوبی داشته‬
‫باشد‪ .‬وی در دنبالۀ سخنا ِن خود اضافه میکند که هنرمندانِ پایبندِ شرافت ترجیح میدهند که به جامعه پُشت‬
‫کنند‪ ،‬زیرا که اصو ِل استهتی ِک جامعه هر روز بیش از پیش ض ّد هنر میگردند‪ .‬فرانسه‪ ،‬انگلستان و آمریکا م ّدتِ‬
‫مدیدی َحرَ ِم آزادیها ِی بورژوایی تلقّی شدهاند‪ .‬با این حال در هر کدام از این کشورها‪ ،‬آزاد ِی آفرینش غالب ًا‬

                                                                            ‫چیزی فراتر از پندار نیست‪.‬‬

‫تع ّهد به حزب و خلق در هنر(‪13 )1‬‬
   9   10   11   12   13   14   15   16   17   18   19