Page 10 - Navidenou-Arzhang No33
P. 10

‫ارژنگ دوماهنامۀ ادبی‪ ،‬هنری و اجتماعی نویدنو‬  ‫دورۀ اوّل‪ ،‬سالِ پنجم‪ ،‬شمارۀ ‪ ،33‬آذر و دی ‪1402‬‬

‫)‪ (Comédie Larmoyant‬دیدِرو جز ن ّقاشیِ منتقلشده به روی صحنه چی ِز دیگری نبود‪ .‬عاملی که در پش ِت‬

‫این فرایندهای موازی وجود داشت‪ ،‬تغییری بود که در ساختا ِر طبقاتی جامعۀ فرانسه رُخ میداد‪ .‬به نظرِ پلخانف‬
    ‫تکام ِل اشراف ّی ِت فرانسه و مبارزۀ "طبقۀ سوّمّ علیه استبداد‪ ،‬در تکاملِ ماه ّیتِ هن ِر فرانسه انعکاس یافته است‪.‬‬

‫کلاسیسیسم)‪ ،(Classicism‬روکوکو)‪ ، (Rococo‬سانتیمانتالیسم)‪ ، (Sentimentalism‬نئوکلاسیسیسم‬
‫)‪ ،(Neo-Classicism‬همه پدیدههایی هستند که با این فرایندهای اجتماعی که ریشه در مبارزۀ طبقات‬

                                                                                ‫دارند‪ ،‬تطبیق میکنند‪.‬‬

‫هنرپیشه به یک طبقۀ خا ّص تعهّد دارد‪ ،‬ا ّما خصلتِ طبقاتی آن به ویژه در زمانهایی آشکار میشود که تضادّهای‬
‫اجتماعی شدّت مییابند‪ .‬از این رو طبیعی است که در زما ِن خا ّص که که وجه مش ّخصۀ آن گذار از سرمایهداری‬
‫به سوسیالیسم است‪ ،‬ماه ّیتِ طبقاتیِ هنر‪ ،‬اگر نه به صورتی کامل ًا عریان‪ ،‬با وضوحی بیشتر نمایان میشود زیرا‬

                                    ‫که مبارزۀ ایدئولوژیک در عرصۀ هنر ش ّد ِت هرچه بیشتری پیدا میکند‪.‬‬

‫هرگونه سادهکردنِ تنگنظرانه با مفهو ِم مارکسیست‪-‬لنینیستیِ ماهیّتِ طبقاتی هنر بیگانه است‪ .‬مارکسیسم با‬
‫استهتیکِ بورژوایی که به جوهرِ طبقاتیِ هنر چندان توجه نمیکند‪ ،‬مخالف است و نیز با جامعهشناسا ِن مبتذل‬
‫که هنر و وض ِع نیروهای مولّده را به صور ِت ناپخته مواز ِی هم قرار میدهند و ح ّتی در زبانِ هنر و تکنیکهای آن‬
‫از مقولا ِت ایدئولوژیک استفاده میکنند‪ ،‬به مخالفت برمیخیزد جامعهشناسا ِن مبتذل بر آنند که این زندگی‬

                                                       ‫نیست که در هنر انعکاس مییابد‪ ،‬بلکه نظ ِر‬
                                                       ‫طبقاتیِ هنرمند دربارۀ زندگی است‪ .‬این‬
                                                       ‫سادهکرد ِن بیش از ح ّد که در عمل نشانۀ دورشدن‬
                                                       ‫از رئالیسم است‪ ،‬راهِ ذهنگرایی و آنارشی را به‬
                                                       ‫روی هنر میگشاید‪ .‬لیکن نفیِ برداشتِ‬
                                                       ‫جامعهشناس ِی مبتذل بههیچوجه به معنی نف ِی‬

                                                                          ‫برخور ِد طبقاتی با هنر نیست‪.‬‬

‫لنین اص ِل اصی ِل مارکسیسم را در مورد ماه ّیتِ طبقاتی هنر با تدوین و تدقیقِ اص ِل تع ّهد ارتقاء بخشید‪ .‬اص ِل‬
‫لنینی تع ّهد در هنر و اص ِل ماه ّیتِ طبقاتی هنر از اه ّمی ِت یکسانی برخوردارند‪ ،‬ولی این دو بههیچوجه متراد ِف‬
‫هم نیستند‪ .‬هنر در جامعۀ طبقاتی به طو ِر طبیعی همواره سمتگیریِ طبقاتی دارد و تعهّ ِد آن دقیق ًا از این‬
‫واقعیّت برمیخیزد‪ .‬با وجو ِد این لنین مفهو ِم تع ّهد را نه به عنوانِ بیانِ عا ّدی‪ ،‬بلکه به مثابۀ کاملترین تجلّ ِی‬
‫مبارزۀ بسیار پیشرفتۀ طبقاتی در هنر توضیح میدهد‪ .‬تعهّد‪ ،‬بر این مبنا استوار است که هنر کامل ًا باید با جامعه‬
‫مربوط باشد و به طو ِر فعّال و سنجیده در خدم ِت مردم قرار گیرد در حالِ حاضر‪ ،‬این واقعیّت به طو ِر ضمنی در‬
‫تع ّهدِ هنر ِی شوروی وجود دارد که پیشرفت و تحکی ِم آن در جه ِت مخالفِ ایدئولوژیهای بیگانه‪ ،‬انحطاطِ هن ِر‬

                                                 ‫مج ّرد و همۀ مظاه ِر دیگر هنرِ ض ّد رئالیستی سیر میکند‪.‬‬

   ‫"اصلِ تعهّد" برای نخستینبار در اثرِ معروفِ لنین "تشکیلاتِ حزبی و ادبیّا ِت حزبی"(‪ )1905‬پرورده شد‪*.‬‬

‫تع ّهد به حزب و خلق در هنر(‪9 )1‬‬
   5   6   7   8   9   10   11   12   13   14   15