Page 8 - Navidenou-Arzhang No32-zamimeh
P. 8

‫ُشکو ِه «نیما» در رنگینکمانِ «ارژنگ»‬  ‫به بهانۀ ‪126‬مین زادروزِ نیما (ویژۀ چهارسالگی)‬

‫سیزدهم خورشیدی در آثا ِر نویسندگان و روشنفکرانی چون میرزا یوسف مستشارالدوله‪ ،‬میرزا فتحعلی‬
‫آخوندزاده‪ ،‬عبدالرحیم طالبوف‪ ،‬میرزاملکم خان‪ ،‬سیدحسن تقیزاده‪ ،‬زینالعابدین مراغهای‪ ،‬دهخدا و شاعرانی‬
‫چون عارف قزوینی‪ ،‬ابوالقاسم لاهوتی و‪ ...‬به تدریج پدید آمد و سرانجام در سال ‪ 1285‬خورشیدی با صدور‬

                                                                   ‫فرمانِ مشروطیت به نتیجه رسید‪.‬‬

‫در آراء و آثا ِر کسانی که نام بردیم‪ ،‬همگی در یک موضوع متّفقالقولاند‪ :‬ضرورتِ تج ّددگرایی و استقرارِ‬
‫حکومتِ قانون به جای حکوم ِت استبدادی‪ .‬همگی آنها و ح ّتی گروهی از روحانیان به این نتیجه رسیده بودند‬
‫که ادامهی وضعِ سابق (اع ّم از نظا ِم سیاسی‪ ،‬مناسباتِ اقتصادی‪ ،‬نظامِ آموزشی‪ ،‬ارتش و ‪ )...‬غیرممکن است و‬
‫میباید راهی برای تغیی ِر آن پیدا کرد‪ .‬امّا اینکه چگونه و از چه راهی؟‪ ،‬موضوعی بود که دربارهی آن‪،‬‬
‫اختلافنظ ِر جدّی وجود داشت‪ .‬اختلافِ اصلی بر سرِ شیوهی مواجهه با س ّنت بود؛ س ّنتی که دینِ رسمی‬
‫کشور و متولّیانش با اقتدار از آن پشتیبانی میکردند‪ .‬گرای ِش غالب در میان روشنفکران و نظریهپردازا ِن‬
‫مشروطیت اخذِ مجوزِ شرعی برای تغییر و تح ّولاتی بود که یا رب ِط مستقیمی به دین مردم نداشت‪ ،‬و یا با‬
‫آموزههای دینی در تضا ّد و تعارض بود‪ .‬مستشارالدوله که علّتِ اصلی پیشرف ِت غرب را پایبندی آنها به‬
‫"قانون" میدانست و نبو ِد قانو ِن مدوّن و مصوّ ِب نمایندگا ِن مردم را عاملِ اصلی عقبماندگی ایران تشخیص‬
‫داده بود‪ ،‬در کتا ِب معروفِ "یک کلمه" اصلیترین موا ّدِ قانونِ اساسی فرانسه و اعلامیهی جهانی حقوقِ بشر را‬
‫ترجمه‪ ،‬امّا به گونهای تفسیر کرده است که گویی همهی آن اصول در قرآن و سای ِر متونِ دین اسلام‬
‫پیشاپیش گفته و تأیید شده است‪ .‬طالبوف که به گمان من یکی از روشناندیشترین روشنفکرانِ عص ِر‬
‫مشروطه است‪ ،‬در کتاب َمسالکال ُمحسنین معض ِل مواجهه با فقه و احکا ِم دینی را به خوبی نشان داده است‪.‬‬
‫قهرما ِن اصلی داستانِ او (محسن) روشنفکری تجدّدخواه است که در انگلستان درسِ مهندسی خوانده است‪.‬‬
‫او که فردی مسلمان و متدّین و در عی ِن حال سکولار است‪ ،‬در گفتوُگو با یک روحانیِ سرشناس میکوشد به‬
‫او ثابت کند که تجدّدِ موردنظرِ او ( که ماهیّتا سکولار است) منافاتی با شریع ِت اسلام ندارد‪ .‬بهجز سیدحسن‬
‫تقیزاده و گروهی از همفکرانِ او که راهِ چارهی ترقّی و تج ّد ِد کشور را نادیدهگرفت ِن سنّت و پذیرش و اجرای‬
‫بیکم ُوکاس ِت فرهنگِ غرب میدانستند‪ ،‬بقیهی روشنفکران و رهبرانِ انقلابِ مشروطه برخوردِ محافظهکارانه و‬
‫غی ِرانتقادی با سنّت را سرمشقِ کار خود قرار دادند و نتیجه آن شد که دیدیم؛ یعنی حدودِ یک قرن بعد با‬
‫قدرتگرفتن س ّنتگرایان‪ ،‬بخشِ اعظ ِم دستاوردهای انقلا ِب مشروطه بر باد رفت‪ .‬نامگذاری یک بزرگراه در‬
‫تهران به نام سرسختترین روحانی ض ِّد مشروطه(شیخ فضلالله نوری) و بزرگراهی دیگر به نام سرشناسترین‬
‫روشنفکر مدافع سنّت و روحان ّیت(جلال آل احمد) از سوی حاکم ّی ِت جدید‪ ،‬به صور ِت نمادین حاوی این پیام‬

                                                                          ‫بود که‪ :‬مشروطه تمام شد‪.‬‬

‫در عرصهی تح ّو ِل فرهنگ و مشخّصا ادب ّیاتِ فارسی نیز چنین کشمکشهایی وجود داشت‪ .‬نث ِر فارسی برای‬
‫پذیرشِ تغییر و تحوّ ِل بنیادی با موانع و دردس ِر کمتری روبهرو بود؛ زیرا داستانِ ُمدرن و رمان که حاملا ِن‬
‫اصلی تغییر و تحوّل در نثرِ فارسی بودند‪ ،‬در ادب ّیاتِ ما از سنّتِ نیرومندی برخوردار نبودند‪ .‬ا ّما شعرِ فارسی با‬
‫پیشینهی درخشان و شاعرانِ نامداری چون فردوسی‪ ،‬خ ّیام‪ ،‬عطّار‪ ،‬مولوی‪ ،‬سعدی و حافظ در فرهن ِگ ایران از‬

                                   ‫جایگا ِه ویژهای برخوردار بود (و هست) که برگذشتن از آن آسان نبود‪.‬‬

‫نخستین کوششها برای ایجا ِد تحوّل در شعرِ فارسی به حدود دو قرن پیش(دورهی زندیه) برمیگردد‪ .‬در این‬
‫دوره گروهی از شاعران که از سبکِ هندی روی برگردانده و به ضرورتِ تحوّل در شع ِر فارسی پی ُبرده بودند‪،‬‬

‫پیش ُگفتار ‪5‬‬
   3   4   5   6   7   8   9   10   11   12   13