Page 19 - Navidenou-Arzhang No32-zamimeh
P. 19

‫شُکو ِه «نیما» در رنگینکمانِ «ارژنگ»‬  ‫به بهانۀ ‪126‬مین زادروزِ نیما (ویژۀ چهارسالگی)‬

‫نگارنده در اوایل دههی هشتاد اعلام نموده که براساس اسناد و مدارکِ باقیمانده از نیما‪ ،‬هیچ سندی به نام‬
‫"علی اسفندیاری" موجود نمی باشد‪ ،‬ا ّما متاسفانه جماعتی عامدانه و گروهی جاهلانه‪ ،‬این نام را پیش از نا ِم‬

                                                                 ‫نیما یوشیج همچنان ذکر مینمایند‪.‬‬

‫میتوان با بررسی دستنوشتهها‪ ،‬آثار و اسنادِ نیما دریافت که نامِ واقعی نیما چیست‪ .‬آیا در ابتدا‬
‫ایشان را "علی اسفندیاری" می نامیدند؟ آیا بعدها نام و نا ِم خانوادگیاش را تغییر داد؟ آیا نیما‬

                                                         ‫یوشیج نا ِم هنری و یا تخ ّلصِ شاعر است؟‬

‫گزارش این تحقیق میتواند بسیاری از ابهامها را روشن نماید و بر بسیاری از بیخبریها و عد ِم جستجو در‬
                                            ‫اسناد شاعری که پایهگذا ِر شع ِر نوین است‪ ،‬خ ّط ِپایان بکشد‪.‬‬

‫در هنگامِ تو ّلد‪ ،‬نا ِم "علی" توس ِط والدینش انتخاب شد‪ .‬باتوجه به درگذشت میرزا علیخان نایبالایاله‪،‬‬
‫پدربزر ِگ علی در دو سال قبل از تو ّلد‪ ،‬بهاحتما ِل فراوان جهت حرمتگذاری و س ّن ِت فرهنگی مازندران‪ ،‬این‬
‫نام توسط ابراهیمخان برای فرزندش انتخاب شده بود‪ .‬تا پیشاز تشکیل ادارۀ سج ّل احوال‪ ،‬افراد براساسِ‬
‫اضافه بن ّوت نام ُبردار شده و شناسایی باتوجه به اشتهارِ پدر‪ ،‬بزر ِگ خاندان‪ ،‬بزرگِ قبیله و ‪ ...‬انجام میشد و‬

                                          ‫گاهی[نیز] براسا ِس لقب و یا صفا ِت مشهور شناخته می شدند‪.‬‬

‫در حاشیهی قرآنِ خ ّطیِ این خاندان‪ ،‬پدرش تاریخ تولّدِ او را چنین ثبت کرده است‪« :‬تولّدِ نورچشمی علی‪،‬‬
‫لیله ‪15‬جمادیالاول ‪ .»1315‬بدو ِن ش ّک ناماش تا پایا ِن درس در مدرسۀ عالی سن لوئی‪" ،‬علی" بود و در‬
‫شعرِ مو ّشحی* که به توصیۀ معلّمِ ادب ّیاتش‪" ،‬نظام وفا" مینویسد‪ ،‬نا ِم "علی" وجود دارد‪ .‬در تصدیقنامۀ‬

                          ‫پایانی که به زبا ِن فرانسه صادر شد‪ ،‬تنها عنوان "میرزا علیخان" ذکر شده است‪.‬‬

‫نیما کتاب "ق ّصۀ رن ِگ پریده‪ ،‬خونِ سَرد" را در حَ َمل سال ‪1300‬با سرمایۀ خود در‪ 30‬صفحه و به قیمت یک‬
‫قران در مطبعهی سعادت تهران به چاپ میرساند و باتوجه به اینکه هنوز افراد دارای شناسنامه نشدهاند‪ ،‬در‬
‫روی جلد نا ِم گوینده را با حرو ِف فارسی و لاتین فقط "نیما" مینویسد‪ .‬سپس در دیماه سال‪ 1301‬شمسی‬

                          ‫با نامِ "نیما یوشیج"‪ ،‬شعرِ "افسانه" را به پیشگاهِ استاد نظام وفا تقدیم میکند‪.‬‬

‫مقرراتِ تشکیل ادارۀ سج ّل احوال در سال ‪ 1297‬تهیّه و از سال ‪ 1304‬شمسی‪ ،‬دریافتِ شناسنامه الزامی‬
‫میشود‪ .‬نیما در سوم خردادماه ‪ 1304‬شمسی از ادارۀ سج ّل احوال بلدیۀ طهران‪ ،‬شناسنامهی خود را دریافت‬
‫کرد که به نام "نیماخان" و نامِ خانوادگی "یوشیج" ثبت شده است‪ .‬نیما تا زمانِ دریافتِ رسمی شناسنامه‪،‬‬
‫در تمامِ نامهها و اشعارِ خود از عنوا ِن "نیما" و "نیما یوشیج" استفاده کرده است و خود را در هیچ نوشتهای‬

                                                                 ‫"علی اسفندیاری" معرفی نمینماید‪.‬‬

‫ح ّتی پساز درگذشت حسن اسفندیاری (محتشمالسلطنه) درسال ‪1323‬شمسی که از صاحبمنصبانِ مشهور‬
‫و وزیر چند وزارتخانه بود‪ ،‬کتابی به عنوان "زندگی حسن اسفندیاری" به چاپ رسید‪ .‬نیما یوشیج در آغازِ‬

‫تصحیح روز وفات و نام سجلی نیما یوشیج ‪16‬‬
   14   15   16   17   18   19   20   21   22   23   24