Page 15 - Navidenou-Arzhang No32-zamimeh
P. 15

‫ُشکوهِ «نیما» در رنگینکمانِ «ارژنگ»‬  ‫به بهانۀ ‪126‬مین زادرو ِز نیما (ویژۀ چهارسالگی)‬

‫‪ -3‬نوآوری در قافیه‪ -‬نیما َج َبروتِ قافیه را در شعرِ فارسی شکست و آنرا به یک ابزارِ موسیقای ِی صِرف‬
‫تبدیل کرد‪ .‬یعنی اگر پیش از آن‪ ،‬قافیه در قالبهای شعرِ فارسی حرفِ اوّل را میزد‪ ،‬در شع ِر آزا ِد نیمایی به‬

                   ‫وسیلهای عادّی تبدیل شد و شاعران را از تنگنایی تصنّعی و اجباری و خیالشکن رهاند‪.‬‬
‫‪ -4‬نوآوری در نگاه‪ -‬نیما به دلیل در ِک موقعیّ ِت تاریخی روزگارِ خود‪ ،‬جها ِن پیراموناش را با نگاهی تخیّل‬
‫و توصیف وتفسیر کرد که تا آنزمان در شعرِ فارسی سابقه نداشت‪ .‬این نگاهِ او که متأثر از موقع ّیتِ اجتماعیِ‬

                                                        ‫جدید بود‪ ،‬عناص ِر مُدرن را به خود راه می داد‪.‬‬
‫‪ -5‬نوآوری در ساختار‪ -‬نخستین بار در شع ِر آزادِ نیمایی بود که شع ِر فارسی دارای ساختارِ عمودی شد‪.‬‬
‫انداموارگ ِی شعر‪ ،‬نخستین بار وظیفهای را بر عهدۀ شاعران نهاد که پیشاز آن در شع ِر فارسی مور ِد توجّه نبود‬
‫و شعرِ فارسی در قالبهای ازپیش تعیینشدهاش تنها در بندِ ساختارِ افقیاش بود و ابیا ِت آن در تمامِ انوا ِع‬

                     ‫شعر از استقلالِ نسبی برخوردار بودند و ساختا ِر عمود ِی آنها چندان موردِ تو ّجه نبود‪.‬‬
‫‪ -6‬نوآوری در درونمایه‪ -‬نیما درونمایههای دستمالیشدۀ شع ِر فارسی را که قرنها تکرار شده بودند‬
‫طرد کرد و با در ِک ضرورتهای زمان به سوی درونمایههای دیگری روی آورد که شرای ِط اجتماعی ایجاب‬

                                 ‫میکرد و از این رهگذر‪ ،‬وظیفۀ اجتماعی شعرِ فارسی را هم متحوّل کرد‪.‬‬
‫‪ -7‬در کنار تما ِم این نوآوریها‪ ،‬نیما بنیانگذار سمبولیسم در شع ِر فارسی هم هست‪ .‬در واقع نیما نوآوری در‬
‫شعرِ فارسی را با سمبولیسمی درآمیخت که دیکتاتوریِ بیتحمّلی که بر کشور حاکم بود‪ ،‬وجو ِد آنرا ضروری‬
‫میساخت‪ .‬در اینجا هم او الزاماتِ اجتماعی را پایۀ پذیرشِ مکت ِب شعری خود قرار داد و همین امر سببِ‬

                                                   ‫پذیرش و استقبا ِل جامعۀ شعری از رو ِش کارِ او بود‪.‬‬
‫توجه به این نکته ضروری است که در کنا ِر نوآوری و شیوۀ کارِ او‪ُ ،‬تندرکیا هم پیشنهادها و نوآوریهای خود‬
‫را با سروُصدای زیادی مطرح کرد که چون فاقدِ زمینۀ اجتماعی بود‪ ،‬با استهزاء ردّ شد‪ ،‬همانطوری که‬

                                 ‫پیشنهادهای هوشنگ ایرانی به همین دلیل موردِ استقبال قرار نگرفت‪.‬‬
‫با عنایت به موارد فوق ما معتقدیم که تح ّولا ِت اجتماعیِ رویداده در کشو ِر ما هنوز شرایطی را پیش نیاورده‬
‫که شعرِ آزا ِد نیمایی قادر به تخیّل و تفسی ِر آن نباشد‪ ،‬بلکه این شعر در طولِ تاریخِ خود انعطافپذیریِ لازم‬
‫را جهت تجربههای تازه و گُشای ِش ظرف ّیتهای نو در چهارچوبِ خود نشان دادهاست‪ .‬مثل ًا شع ِر مهدی‬
‫اخوان ثالث و سهراب سپهری و فروغ فرخزاد و سیاوش کسرایی‪ ،‬همه در چارچوب شعرِ آزا ِد نیمایی‬
‫جریان مییابند‪ ،‬ولی هریک ازآنها تش ّخص و ویژگی سبکیِ خود را ارائه میکنند و از امکانات و ظرفیّتهایی‬
‫استفاده میکنند که از دیگران متفاوت است‪ .‬امکانا ِت زبان ِی بینظیر مهدی اخوان ثالث در کنارِ فضاهای‬
‫تجریدیِ سهراب سپهری و هردو در کنا ِر نگر ِش ُمدرن و اجتماعی فروغ فرخزاد و کارکر ِد سیاسی‪-‬‬
‫اجتماعی شع ِر سیاوش کسرایی با ارائۀ زبان و برخوردی مستقیم به جهان‪ ،‬تنها بخشی از امکانات و‬
‫ظرفیّتهای شع ِر نیمایی را به ما نشان میدهد‪ .‬اگر به اینها تجربههای ُفرمالیستیِ یدالله رویایی را در‬
‫دریاییها و دلتنگیها اضافه کنیم‪ ،‬چشمانِ ما بر امکاناتِ وسیعتری ُگشوده میشود‪ .‬به همین دلیل ما‬
‫معتقدیم‪ ،‬امروزه هرگونه نوآوری از راهی میگذرد که نیما رفته است و برای رسیدن به یوش‪ ،‬باید با صدای‬

                                            ‫ناقوس بیدار شد و زمان و مناسبتهای آن را تشخیص داد‪.‬‬

      ‫از این جهت است که معتقدیم در این عرصه‪ ،‬در زمینههای زیر‪ ،‬راه برای نو آوری باز است‪.‬‬

‫ما نیمایی هستیم! ‪12‬‬
   10   11   12   13   14   15   16   17   18   19   20