Page 15 - Navidenou-Arzhang No 24
P. 15

‫دورۀ ا ّول‪ ،‬سا ِل س ّوم‪ ،‬شمارۀ ‪ ،04‬خرداد و تیر ‪2422‬‬  ‫ارژنگ دوماهنامۀ ادبی‪ ،‬هنری و اجتماعی نویدنو‬

‫در قرونِ وُسطی‪ ،‬مقولۀ والا در درجۀ اوّ ِل اهمیت قرار گرفت‪ ،‬درحالیکه زیبایی اهمیتِ ثانوی یافت و از همۀ‬

‫محتوای ح ّسی و مشخ ِص (کنکرت) خود خالی گشت‪ .‬برای مثال‪ ،‬تفسی ِر قرون وسطایی جوه ِر زیبایی در لبا ِس‬

‫راهبهها که مانع از مشخص شدن طر ِح اندا ِم آنها میشد منعکس شده است‪ .‬این انکا ِر زیبایی بد ِن انسان و‬

‫ل ّذتبردن از شکوفاییِ زندگی و فقط زیبا انگاشت ِن پدیده های لاهوتی و بیرون از تجربۀ انسان‪ ،‬نمونههایی از نظرِ‬

‫مس ّلطِ آن دوره در بارۀ زیبایی هستند و در رون ِد ُمرتاضانۀ هنرِ آن دوره منعکساند‪ .‬انسانگرایا ِن بزرگ عصرِ‬

‫رنسانس بر علیه مفهو ِم تئولوژیکِ زیبایی‪ ،‬که به معنای تحقیرِ انسان بود‪ ،‬شوریدند‪:‬‬

‫"من یک انسان هستم و هر آنچه را که نسبت به سرنوشتِ من بیاعتنا باشد غی ِر انسانی میدانم"‪.‬‬

‫این جملا ِت زیبا که شدید ًا مورد علاقۀ مارکس بود‪ ،‬آرمانِ استهتیک عص ِر رنسانس را بیان میکند‪ .‬تاییدِ زیبای ِی‬
‫واقعی و ناسوتی‪ ،‬خاصّ ِ استهتیکِ رنسانس است‪ .‬و در هنرِ همین عصر است که انسان با تمامِ کیف ّیتِ روحانی و‬

                                              ‫کمالِ جسمانی به ضابطۀ عالی و آرمان ِی زیبایی بدل میشود‪.‬‬

‫استهتی ِک عص ِر کلاسیسیسم با مفهو ِم عُ َقلایی و هنجاری زیبایی مشخص میشود‪ .‬در این استهتیک فقط چیزی‬
‫زیبا تلقّی میشود که با هنجارهای ُع َقلای ِی تثبیتشده تطبیق کند‪ .‬زندگی در شک ِل طبیعی خود حوزۀ زشتی‬
‫قلمداد میگردد و فقط طبیع ِت مصنوع و آراسته که نمونۀ آن باغهای خانههای مج ّلل است‪ ،‬زیبا به حساب‬

                                                                                             ‫میآید ‪.‬‬

‫عقیدۀ رمانتیکها دربارۀ زیبایی نیز از مفهو ِم آن در عصرِ رنسانس متفاوت بود‪ ،‬منتها به گونهای دیگر‪ .‬برای آنان‬
‫جنبۀ روحانی و آرمانیِ زیبایی در درجۀ او ِل اهمیت قرار داشت‪ ،‬با اینحال برای رمانتیکهای انقلابی جوه ِر‬

                                           ‫زیبایی آسمانی نبود‪ ،‬بلکه انسانی بود و به این دنیا تعلّق داشت‪.‬‬

‫در هن ِر رئالیستی حوزۀ زیبایی بهطور قابلِ ملاحظهای گسترش یافت‪ .‬این هنر دیگر به هیچ چارچو ِب خشکی‬
‫مق ّید نبود و یا در آن بی ِن والا و فرومایه تضا ّدی وجود نداشت‪ .‬خصیصه به فه ِم وسیعتری از غنای استهتی ِک‬
‫جهان منجر شد‪ .‬هن ِر رئالیستی در انتخابِ موضوع‪ ،‬برای همیشه هوسها و نازکطبعیهای اشرافی را که‬
‫مشخّصۀ هنرِ دورۀ گذشته بود کنار گذاشت و همۀ روابط و پیوندهای متنوع زندگی را مورد بررسی قرار دادگ‬
‫هنرمندانِ رئالیست با تمرکزِ آگاهانۀ توج ِه خود بر جها ِن واقعی‪ ،‬از آن نوع آرما ِن زیبایی پشتیبانی کردند که بیا ِن‬

                                                      ‫راستی ِن زندگی در حرکات و نواسانا ِت دائمی آن بود‪.‬‬

‫رئالیس ِم سوسیالیستی برای تقویت پیشرفتِ اجتماعی‪ ،‬اصولِ ارزشمندی را وارد آفرین ِش هنری میسازد و آن‬
‫اصول تعهّد به کمونیسم است‪ .‬اندیشههای علمی مربوط به کمونیسم قواعدِ ما را دربارۀ زیبایی غنا میبخشد و‬

                                                           ‫آینده را به ضابطۀ زیبایی در حال بدل میکند‪.‬‬

‫استهتی ِک مارکسیست‪-‬لنینیستی از زیبایی به عنوان یک ارز ِش استهتیک‪ ،‬تحلیلی علمی به دست میدهد‪.‬‬
‫برعک ِس استهتیکِ ایدهآلیست ِی ذهنی که خصل ِت عینی ارزشهای استهتیک را انکار میکند‪ ،‬و تئوریهای‬
‫ایدهآلیستی عینی که خصلتِ عینی ارزشهای استهتیک را به واقعیتِ روحانی تقلیل میدهد‪ ،‬استهتی ِک‬
‫مارکسیست‪-‬لنینیستی خصلتِ عینی زیبایی را به عنوان یک ارزش مورد تایید قرار میدهد و از این واقعیت‬
‫شروع میکند که این خصلت به توسط تجار ِب اجتماعی‪-‬تاریخی تعیین می گردد‪ .‬شرایط محی ِط طبیعی و‬
‫جغرافیایی انسان نیز بر برداش ِت او از زیبایی اثرا ِت مع ّینی باقی میگذارد‪ .‬برای مثال‪ ،‬در سبکهای معماری که‬
‫بایستی با شرایطِ طبیعی و خصوصیا ِت منطقهای تطبیق کند و در استعارهها که غالب ًا اندیشۀ انسان را با‬

                                   ‫پدیدههای طبیعی مقایسه میکند و بر آنها خصل ِت استهتیک می بخشد‪.‬‬

‫مقولا ِت اس ِتهتیک‪ /‬زیبایی؛ تعریف و ماه ّی ِت آن ‪04‬‬
   10   11   12   13   14   15   16   17   18   19   20